آموزش زبان عربی
نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم فروردین 1388 توسط ملکی(السیدة) |
       حروف جر 17 حرف هستند که دراین یک بیت شعر آورده شده :     

باء و تاء و کاف و لام و واو و منذ ،مُذ ،خلا

ربّ ،حاشا ،مِن ،عدا ،فی ،عَن ،علی ،حتی ،الی

 1-(بـِ ،تَ ،وَ :معنای قسم می دهند مثال : واللهِ ، تاللهِ ، بالله ِ ) بنابراین اسم بعد از آنها مجرور می شود : والتینِ و الزیتونِ . بأبی أنت و أمّی و نفسی )

 2- کَ معنای مثل ومانند می دهد : أنت کالشمس ِ : تو مثل خورشیدی

 3- لـ ِ معنای مالکیت می دهد : لله ِ المغرب ُ و المشرق ُ : از آن خداست مغرب و مشرق جهان .

 4- منذ ُ و مُذ اگر بعدشان اسم مجرور بیاید حرف جر هستند و اگر به جمله اضافه شوند مفعول فیه (ظرف ) هستند

 ما رأیتُه مُذ یومین ( دو روز است اورا ندیده ام ) مارایتُک منذ مدة ٍ ( مدتی است تو را ندیده ام ) = حرف جر

سلّمت ُعلیه مذ قابلتُه = به فعل اضافه شده پس ظرف است .

 5- خلا و عدا و حاشا اگر بعدشان اسم مجرور بیاید حرف جرند و اگر قبلا از آنها ما بیاید ما خلا ، ماعدا می توانند هم  جزء ادات استثنا باشند و هم فعل .

 6- حتی هم جز ء حروف ناصبه فعل مضارع است مثل : ذهبتُ حتی أخرجَ من الظلمة ِ و هم حرف جر است مثل : سلام ٌ فیه حتی مطلعِ الفجر ِ .

 7- بقیه حروف حرف جرند و غیر از حرف جر نیستند البته در معنا ربّ را حرف زائد می گیریم ولی اسم بعد از آن مجرور به حرف جر ربّ است : ربّ أملٍ لا اناله ( چه بسیار آرزویی که به آن نمی رسم )

 لحظه ای با من باش

تا ابد در دل من مهمانی :

 عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری نفشاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز در خانه براندیم !

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم بهمن 1386 توسط ملکی(السیدة) |
   

     ‌إنّ یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی إنْ از حروف جازمه فعل مضارع

است که اگر بر سر ماضی هم وارد شود محلا مجزوم است

 أنّ  یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی أنْ حرف ناصبه فعل مضارع است

لکنّ  یکی از حروف مشبهة بالفعل است ولی لکن ْ حرف استدراک و گاهی حرف عطف است .

لمْ حرف جازمه فعل است ولی لِمَ حرف استفهام به معنی چرا است .

حرف لام (لِـ) با کاربردهای متفاوت :

للهِ الملک  ( لام  حرف جر است بعد از آن اسم آمده )

ََأسعی  لأنجحَ ( لام حرف ناصبه فعل است چون بعدش فعل مضارع منصوب آمده )

لِننجح ْ فی الامتحان ( لام حرف جازمه یا لام امر غایب و متکلم است زیرا بعد از آن فعل مجزوم شده است )

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط ملکی(السیدة) |

  

این حروف به سه دسته تقسیم می شوند

1- حروفی که دو کلمه عطف شده را تحت حکمی واحد در می آورند منظور از حکم واحد این است که هر دو طرف در آن حکم شرکت دارند مثلاً جاء علی و فاطمة . علی و فاطمه آمدند ( با هم ) .( و - فَ - ثم ّ ) از این حروفند .

نکته : واو برای جمع بین دو متعاطف در یک زمان و با هم است .

فَ : معنای ترتیب و تعقیب دارد مثال: علی آمد سپس فاطمه ( بلافاصله ) پشت سرش آمد

ثمّ : ترتیب با فاصله زمانی  زیاد یا کم را می رساند مثال : نزل القوم ُ ثمّ ارتحلوا . قوم آمدند سپس کوچ کردند ( توقف بین نزول و کوچ می تواند کم یا زیاد بوده باشد مهم این است که ابتدا فرود آمدند و سپس کوچ کردند )

 

2- حروف دسته دوم ( بل- لکن – لا ) حکم را به یکی از دو کلمه عطف شده می دهد و دقیقاً آن کلمه را معلوم می سازد مثلاً : ما جاء علیٌ بل محمد ٌ . در این مثال حکم به آمدن محمد شده نه علی  ویا این مثال : أنا معلم لا طبیب . من معلمم نه پزشک حکم به معلم نسبت داده شده نه پزشک .

 

3- ( أم و أو ) حکم را به یکی از طرفین نسبت می دهد با این تفاوت که طرفی که حکم به او نسبت داده شده مبهم است ومثل مورد دوم مشخص و معین نیست . مثال:أفی الدار أخی أم فی المدرسة ؟ برادرم در خانه است یا در مدرسه ؟   جالس العلماء أو الزهادَ . با علما یا با پرهیزگاران  همنشینی کن

نکته : اگر در ابتدای جمله همزه تسویه یا استفهام بود از أم استفاده می کنیم نه أو : سواءٌ علیهم أأنذرتهم أم لا تنذرهم ( همزه تسویه است : یکسان است برای آنها که هشدارشان  بدهی یا ندهی)

أضربتَ زیداً أم عمراً . زید را زدی یا عمر را ؟ ( این همزه استفهام است ).

 

.: Weblog Themes By PayamBlog :.